منطق الطیر عطار نیشابوری – بخش 24 ( قصه رانده شدن آدم از بهشت )

منطق الطیر عطار نیشابوری – بخش 24 ( قصه رانده شدن آدم از بهشت )
کرد شاگردی سؤال از اوستاد
کز بهشت آدم چرا بیرون فتاد
گفت بود آدم همی عالی گهر
چون به فردوسی فرو آورد سر
هاتفی برداشت آوازی بلند
کای بهشتت کرده از صد گونه بند
هر که در هر دو جهان بیرون ما
سر فرو آرد به چیزی دون ما
ما زوال آریم بر وی هر چه هست
زآنکه نتوان زد به غیر دوست دست
جای باشد پیش جانان صد هزار
جای بیجانان کجا آید به کار
هر که جز جانان به چیزی زنده شد
گر همه آدم بود افکنده شد
اهل جنت را چنین آمد خبر
کاولین چیزی دهند آنجا جگر
اهل جنت چون نباشد اهل راز
زآن جگر خوردن ز سر گیردند باز