بخش 18 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( بیان حسد وزیر ) بخش 18 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( بیان حسد وزیر )آن وزیرک از حسد بودش نژاد تا به باطل گوش و بینی باد دادادامه
بخش 17 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( قصه دیدن خلیفه لیلی را ) بخش 17 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( قصه دیدن خلیفه لیلی را )گفت لیلی را خلیفه کان تویی کز تو مجنون شد پریشان و غویادامه
بخش 16 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( متابعت نصاری وزیر را ) بخش 16 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( متابعت نصاری وزیر را )دل بدو دادند ترسایان تمام خود چه باشد قوت تقلید عامادامه
بخش 15 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( قبول کردن نصاری مکر وزیر را ) بخش 15 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( قبول کردن نصاری مکر وزیر را )صد هزاران مرد ترسا سوی او اندکاندک جمع شد در کوی اوادامه
بخش 14 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( تلبیس وزیر با نصاری ) بخش 14 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( تلبیس وزیر با نصاری )پس بگویم من به سر نصرانیم ای خدای رازدان میدانیمادامه
بخش 13 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( آموختن وزیر مکر پادشاه را ) بخش 13 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( آموختن وزیر مکر پادشاه را )او وزیری داشت گبر و عشوه ده کو بر آب از مکر بر بستی گرهادامه
بخش 12 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( داستان آن پادشاه جهود که نصرانیان را میکشت از بهر تعصب ) بخش 12 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( داستان آن پادشاه جهود که نصرانیان را میکشت از بهر تعصب )بود شاهی در جهودان ظلمساز دشمن عیسی و نصرانی گدازادامه
بخش 11 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان ) بخش 11 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان )بود بقالی و وی را طوطیی خوشنوایی سبز و گویا طوطییادامه
بخش 10 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تامل فاسد ) بخش 10 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تامل فاسد )کشتن آن مرد بر دست حکیم نه پی امید بود و نه ز بیمادامه
بخش 9 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر ) بخش 9 از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا ( فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر )شه فرستاد آن طرف یک دو رسول حاذقان و کافیان بس عدولادامه