غزل شماره 29 شهریار ( انتحار تدریجی )

غزل شماره 29 شهریار ( انتحار تدریجی )
خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست
به زندگانی من فرصت جوانی نیست
من از دو روزهی هستی به جان شدم بیزار
خدای شکر که این عمر جاودانی نیست
همه به گریهی ابر سیه گشودم چشم
در این افق که فروغی ز شادمانی نیست
به غصه بلکه به تدریج انتحار کنم
دریغ و درد که این انتحار آنی نیست
نه من به سیلی خود سرخ میکنم رخ و بس
به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست
ببین به جلد سگ پاسبان چه گرگانند
به جان خواجه که این شیوهی شبانی نیست
ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس
که از خزان گلشن شور نغمهخوانی نیست