
منطق الطیر عطار نیشابوری – بخش 5 ( در مناقب امیرالمومنین ابوبکر الصدیق )
خواجهی اول که اول یار اوست
ثانی اثنین اذهما فی الغار اوست
صدر دین صدیق اکبر قطب حق
در همه چیز از همه برده سبق
هر چه حق از بارگاه کبریا
ریخت در صدر شریف مصطفی
آن همه در سینهی صدیق ریخت
لاجرم تا بود از او تحقیق ریخت
چون دو عالم را به یک دم درکشید
لب ببست از سنگ و خوش دم درکشید
سر فرو بردی همه شب تا به روز
نیم شب هویی برآوردی به سوز
هوی او تا چین برفتی مشک بار
مشک کردی خون آهوی تتار
زین سبب گفت آفتاب شرع و دین
علم باید جست از اینجا تا به چین
سنگ زان بودی به حکمت در دهانش
نا به سنگ و هنگ هو گوید زبانش
نی که سنگش بر زبان بگرفت راه
تا نگوید هیچ نامی جز اله
سنگ باید تا پدید آید وقار
مردم بیسنگ کی آید به کار
چون عمر مویی بدید از قدر او
گفت کاش آن مویمی بر صدر او
چون تو کردی ثانی اثنینش قبول
ثانی اثنین او بود بعد رسول