حکایت شماره 38 باب اول گلستان سعدی

حکایت 38 باب اول ( در سیرت پادشاهان ) گلستان سعدی

حکایت شماره 38 باب اول ( در سیرت پادشاهان ) گلستان سعدی

گروهی حکما به حضرت کسری در به مصلحتی سخن همی‌گفتند و بزرگمهر که مهتر ایشان بود خاموش.

گفتندش: چرا با ما در این بحث سخن نگویی.

گفت: وزیران بر مثال اطبااند و طبیب دارو ندهد جز سقیم را. پس چو بینم که رای شما بر صواب است مرا بر سر آن سخن گفتن حکمت نباشد.

چو کاری بی فضول من برآید
مرا در وی سخن گفتن نشاید

و گر بینم که نابینا و چاه است
اگر خاموش بنشینم گناه است


دیدگاهتان را بنویسید