غزل شماره 35 شهریار ( دستم به دامانت ) غزل شماره 35 شهریار ( دستم به دامانت )نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانتادامه
غزل شماره 34 شهریار ( ملال محبت ) غزل شماره 34 شهریار ( ملال محبت )گاهی گر از ملال محبت بخوانمت دوری چنان مکن که به شیون برانمتادامه
غزل شماره 33 شهریار ( اشک شوق ) غزل شماره 33 شهریار ( اشک شوق )دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت جان مژده دادهام که چو جان در بر آرمتادامه
غزل شماره 32 شهریار ( مسافر مجنون ) غزل شماره 32 شهریار ( مسافر مجنون )رفتم و بیشم نبود روی اقامت وعدهی دیدار گو بمان به قیامتادامه
غزل شماره 31 شهریار ( چشم مست ) غزل شماره 31 شهریار ( چشم مست )برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت بازار شوق پردگیان باز درگرفتادامه
غزل شماره 30 شهریار ( کنج فنا ) غزل شماره 30 شهریار ( کنج فنا )سری به سینهی خود تا صفا توانی یافت خلاف خواهش خود تا خدا توانی یافتادامه
غزل شماره 29 شهریار ( انتحار تدریجی ) غزل شماره 29 شهریار ( انتحار تدریجی )خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست به زندگانی من فرصت جوانی نیستادامه
غزل شماره 28 شهریار ( فریده ) غزل شماره 28 شهریار ( فریده )هیچ آفریدهای به جمال فریده نیست این لطف و این عفاف به هیچ آفریده نیستادامه
غزل شماره 27 شهریار ( چشم انتظار ) غزل شماره 27 شهریار ( چشم انتظار )ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیستادامه
غزل شماره 26 شهریار ( کاروان بیخبر ) غزل شماره 26 شهریار ( کاروان بیخبر )کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیستادامه