قصیده شماره 17 پروین اعتصامی قصیده شماره 17 پروین اعتصامیسوخت اوراق دل از اخگر پنداری چند ماند خاکستری از دفتر و طوماری چندادامه
قصیده شماره 16 پروین اعتصامی قصیده شماره 16 پروین اعتصامیفلک ای دوست ز بس بیحد و بیمر گردد بد و نیک و غم و شادی همه آخر گرددادامه
قصیده شماره 15 پروین اعتصامی قصیده شماره 15 پروین اعتصامیدل اگر توشه و توانی داشت در ره عقل کاروانی داشتادامه
قصیده شماره 14 پروین اعتصامی قصیده شماره 14 پروین اعتصامیای دل بقا دوام و بقایی چنان نداشت ایام عمر فرصت برق جهان نداشتادامه
قصیده شماره 13 پروین اعتصامی قصیده شماره 13 پروین اعتصامیعاقل از کار بزرگی طلبید تکیه بر بیهده گفتار نداشتادامه
قصیده شماره 12 پروین اعتصامی قصیده شماره 12 پروین اعتصامیاگر چه در ره هستی هزار دشواریست چو پر کاه پریدن ز جا سبکساریستادامه
قصیده شماره 11 پروین اعتصامی قصیده شماره 11 پروین اعتصامیآن کس که چو سیمرغ بی نشان است از رهزن ایام در امان استادامه
قصیده شماره 10 پروین اعتصامی قصیده شماره 10 پروین اعتصامیشالودهی کاخ جهان بر آب است تا چشم بهم بر زنی خراب استادامه
قصیده شماره 9 پروین اعتصامی قصیده شماره 9 پروین اعتصامیگویند عارفان هنر و علم کیمیاست وآن مس که گشت همسر این کیمیا طلاستادامه
قصیده شماره 8 پروین اعتصامی قصیده شماره 8 پروین اعتصامیای عجب این راه نه راه خداست زآنکه در آن اهرمنی رهنماستادامه